ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
167
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
از اين كار منع كرد و لكن داود ، التفاتى بمنع او نكرد و عزم جزم نمود شهر را غارت كند آنگاه طغرلبيك چاقوئى بيرون آورد و به او گفت : به خدا سوگند اگر دست بغارت فرا برى خود را خواهم كشت ، پس داود از غارت شهر خوددارى كرد و در عوض بامر تقسيط ( سرانه پول گرفتن از مردم ) پرداخت و حدود سى هزار دينار از اين رهگذر از مردم نيشابور پول گرفت و ميان ياران خود پخش كرد . طغرلبيك در دار الامارهء نيشابور فرود آمد و بر سرير ملك مسعود جلوس كرد و بنابر قاعدهء فرمانروايان خراسان در هفته دو روز بمظالم مىنشست . برادر خود داود را به سرخس فرستاد وى آنجا را تصرف كرد و سپس بر ساير بلاد خراسان استيلاء يافتند ، مگر بلخ ، و بر سبيل مغالطه بنام ملك مسعود خطبه همىخواندند . آنها سه برادر بودند . طغرلبيك و داود و بيغو . ينال كه نامش ابراهيم بود ، برادر مادرى طغرلبيك و داود بودند ، پس از آن ، چنان كه بخواست خداى بزرگ ياد خواهيم كرد ، مسعود از غزنه بيرون شد كه ماجراى او گفته خواهد شد . بيان اينكه جلال الدوله مخاطب به شاه شاهان گرديد در اين سال ، جلال الدوله از خليفه القائم بامر اللّه درخواست نمود كه وى را به خطاب شاه شاهان مخاطب سازد ، در وهله نخست خليفه از اجابت درخواستش خوددارى كرد و سپس آن را پذيرفت ، با شرط اينكه فقهاء آن را جايز شمارند جلال الدوله فتوائى در اين باره براى فقهاء نوشت كه آن را صحه گذارند . قاضى ابو الطيب طبرى ، و قاضى ابو عبد اللّه صيمرى و قاضى ابن البيضاوى و ابو القاسم كرخى فتوى بجايز بودن آن دادند و قاضى القضاة ابو الحسن ماوردى از اين كار خوددارى كرد و ميان او قضاتى كه فتوى داده بودند ، مراجعاتى صورت گرفت و در خطبهخوانى جلال الدوله به ملك الملوك مخاطب گرديد . مارود از اخص كسان نزد جلال الدوله بود و همه روز بدار الملك رفت و آمد ميكرد همين كه آن فتاوى داده شد ، رفت و آمد را قطع و از ترس جان خانهنشين